ميرزا حسن حسينى فسايى

506

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

قليلى از مردم به چاپارى تشريف آورده بر سرير سلطنت نشسته ، به قدر قوه در استرداد ممالكى كه به دست روسيه و روميه افتاده است ، كوشش خواهم نمود و از اين پيغام اراده داشت كه او را گرفته به شاهزادگان مقتول ملحق سازد ، ليكن خيرخواهان در پنهانى ، شاه طهماسب را از خيال اشرف خبر دادند و چون اشرف از آمدن شاه طهماسب مأيوس گرديد ، چند نفر از بزرگان قزلباش را كه از چنگ محمود رسته بودند ، گرفته ، به بهانه آنكه شما ، شاه طهماسب را خبر داديد ، تمامت آنها را بكشت « 1 » و چون اشرف سلطان از فريب دادن به شاه طهماسب مأيوس گرديد و اخبار آمدن نواب فتح على خان قاجار ، براى امداد و اعانت شاه طهماسب را شنيد ، سپاه افغان را برداشته ، به تعجيل براى تسخير طهران و قم روانه گرديد و شاه طهماسب قبل از ورود اشرف سلطان از طهران تشريف‌فرماى مازندران گرديد و طهران در محاصرهء افغان درآمد و نواب - فتح على خان قاجار برحسب وعده‌اى كه داده بود با سپاه قاجار از استراباد براى امداد شاه - طهماسب از راه سمنان و دامغان ايلغار نموده ، چون به حوالى طهران رسيد ، معلوم داشت كه موكب شاهى از راه لاريجان به مازندران رفته و اشرف افغان به محاصره شهر طهران پرداخته است « 2 » نواب فتح على خان چند كرت بر اردوى افغان حمله برد و چون شاهى در ميان نبود و سپاه افغان از حد افزون بود ، امير قاجار سر خود را گرفته به مازندران رفته ، در شهر اشرف ، شرفياب حضور شاه طهماسب گرديد و به لقب جليل نايب السلطنه سرافراز آمد « 3 » و اشرف سلطان شهر طهران را مسخر داشت . و در همين سال [ 1137 ] : ايالت لارستان ، به خداداد خان افغان و حكومت بندر عباس به بارو خان افغان عنايت گرديد . و در سال 1138 : مطابق ئيلان‌ئيل ، حضرت شاه طهماسب به مصلحت‌بينى نواب نايب - السلطنه قاجار ، به استراباد رفته از طوايف قاجار و گوكلان « 4 » و يموت تركمان سپاهى فراهم آورده به قصد تسخير خراسان كه ملك محمود سيستانى بيشتر بلاد آن را گرفته بود و در شهر مشهد مقدس به دعوى سلطنت خطبه و سكه را به نام خود نموده « 5 » تاج كيانى ساخته ، بر سر مىگذاشت ، نهضت فرمود و چون به دامغان رسيدند ، امراى خراسانى كه رتبه خود را از ملك محمود بالاتر مىدانستند ، يك يك آمده ، به توسط نواب نايب السلطنه ، مورد عنايت شاهى مىشدند و ميرزا على اكبر « 6 » نام از جانب ندر قلى بيك كه در ايام شوريدگى « 7 » خراسان به زور بازوى خود ، نواحى ابيورد را در تحت اقتدار داشت با عرايض ضراعت‌آميز ، آمده به وسيله نواب نايب السلطنه قاجار شرفياب حضور شاهى شد و برحسب استدعاى او فرمان حكومت نواحى ابيورد به نام

--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 11 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 508 . ( 3 ) . ( بعد از ورود به دامغان ، خان جلالت بنيان به منصب والاى نيابت سلطنت منصوب گرديد ) . روضة الصفا ، ج 8 ، ص 511 . ( 4 ) . نام يكى از طوائف تركمن كه در حوالى مصب رود گرگانرود سكنى دارند . ( معين ) . ( 5 ) . در متن : ( نمود ) . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 511 . ( 7 ) . در متن : ( شوريده‌گى ) .